آموزش های اختصاصی مجموعه(بخش اول)

Business Ideas - conceptual. A businessman watching the city with big ideas.

بخش اول

شما مقصر نبوده اید:

بزرگترین مانع در راه رسیدن ما به اهدافمان و استفاده ی کامل از قانون جذب، "احساس سردرگمی" است.

یعنی اینکه کاملاً مطمئن نباشیم که آیا روشمان نتیجه می دهد یا نه. وهمچنین همیشه مغز ما راه حل های نصفه و نیمه را به معنای شکست تلقی خواهد کرد.

پس اگر می خواهید قانون جذب برای شما کار کند، باید کاری کنید که همیشه برای شما کار کند.وگرنه "سردرگمی" جای آن برایتان کار خواهد کرد و در نهایت ناامیدتر از قبل در جایی خیلی بدتر رها خواهید شد.

در نتیجه اگر در گذشته همیشه دچار شک بوده اید و مطمئن نبودید که آیا توانسته اید از قانون جذب استفاده کنید یا نه،شما اصلا مقصر نبوده اید.

به هر حال الان باید این مطالب را بخوانید و نکات آن را بکار ببرید تا اهدافتان همیشه آن طور که شما می خواهید اتفاق بیفتند.

اگر باور کردن این قضیه برایتان سخت است، حق دارید!

اما کمی صبر کنید و با ما همراه باشید ما تکه تکه ی این پازل را به شما نشان خواهیم داد.

اما چرا دچار "سردرگمی" می شوید؟

برای پاسخ دادن به این سوال باید مقدمه ای کوتاه در مورد ذهن خودآگاه و ناخودآگاه شما بگوییم:

به احتمال زیاد شما با این دو اصطلاح قبلاً در جاهای دیگر آشنا شده اید:

ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه

 گاهی اوقات به آن ضمیر خودآگاه یا ناخودآگاه نیز اطلاق می شود.

این دو مفهوم به قدری مصطلح شده اند که حتی در سریال های کمدی تلویزیون هم از آن ها برای خنداندن مردم استفاده می شود:

"ضمیر ناخودآگاه درون تو از بچگی کمبود پفک داشته و ....!"

و اکثراً طوری نشان داده می شود که این ها مفاهیم علمی تخیلی و فضایی هستند که روانشناسان شما را با آن سرگرم کرده باشند!!

ما اینجا آمده ایم که بگوییم ساده نباشید!

ضمیر ناخودآگاه شما یک مسئله ی کاملاً جدی است و باید درباره اش یاد بگیرید. و یا اینکه می توانید مسخره اش کنید و اجازه دهید که برای چند دهه ی آینده کنترل زندگی شما را به دست گیرد و پشیمانتان کند.

چرا این حرف را می زنیم؟

چون ذهن ناخودآگاه شما مسئول 99% زندگی شماست، تمام کارهایی که می کنید، تمام تصمیماتی که می گیرید و هر چیزی که می بینید و می شنوید.

ذهن ناخود آگاه شما آن بالا نشسته وتمام ورودی و خروجی ها را کنترل میکند. تمام عادت های شما حاصل عملکرد ذهن ناخودآگاه است.

تمام مهارت ها و تجربه های شما...

تمام اعتماد به نفس و چیزهای خوبی که دارید... و البته تمام نقاط ضعفتان.

ذهن ناخودآگاه وظیفه اش این است که تمام کارها را بدون فکر و تحلیل انجام دهد تا ذهن خودآگاه شما بتواند به کارهای مهمتر برسد.

به طور مثال فرض کنید که شما در خانه نشسته اید.بدن شما نیاز به غذایی پیدا می کند.ذهن ناخود آگاه که کنترل کل بدن را به عهده دارد بلافاصله این نیاز را درک کرده و پیغام هایی به معده و سیستم عصبی می فرستد که موجب احساس گرسنگی در شما شود. حالا می دانید که گرسنه اید و آگاهانه شروع به جستجوی راه حل می کنید.ذهن ناخودآگاه شما در اینجا نیز به ذهن خودآگاهتان کمک می کند تا بتواند تجربه های گذشته در رستوران های مختلف را سریع به یاد آورد تا نهایتاً آگاهانه بتوانید تصمیم بگیرید که چه غذایی دوست دارید بخورید و به کدام رستوران خواهید رفت.

به محض اینکه آگاهانه تصمیم به حرکت گرفتید،ذهن ناخودآگاه شما دوباره کنترل همه چیز را به عهده می گیرد.ضمیر ناخودآگاه شما لباس مناسب را تنتان میکند. کفش ها را پایتان می کند و تمام مسیر تا رسیدن به رستوران را با رعایت تمام قوانین،رانندگی می کند. و وقتی که شما پا به رستوران می گذارید نمی توانید حتی به خاطر آورید که چگونه تمام این مسیر را طی کرده اید...

آیا هنوز هم فکر می کنید که ما درباره ی یک موجود خیالی یا یک توهم صحبت می کنیم؟

روانشناس بزرگ زیگموند فروید جزو اولین پایه گذاران تئوری خودآگاه و ناخودآگاه بود،اما مطمئنا کارل یونگ در بسط و تصحیح این تئوری نقش خیلی بزرگتری داشته است.وی تجربیات بیشتری با بیماران و مراجعان مختلف داشت و توانست به طور تجربی ابعاد ناشناخته ی ضمیر ناخودآگاه را برای بشر بشکافد.و البته جدا از تمام این ها، خود کارل یونگ مطمئناً استاد دنیای ناخودآگاه خویش بود.

وقتی که کتابهای وی را می خوانیم دچار شگفت زدگی می شویم!

واقعاً باور نکردنی است که چگونه یک آدم می تواند به تنهایی این همه ایده های بکر، جدید و متحول کننده کشف کند.

نوابغ به خاطر یک یا دو کار مهمشان شناخته می شوند ولی کار یونگ ظاهراً به اقیانوس وصل بوده و مرتباً هر روز صبح با یک کشف جدید از خواب بیدار می شده... البته دلیل این خلاقیت وی هم مشخص است: تسلط وی به اقیانوس ضمیر ناخودآگاه خودش!

اخیراً مجموعه ای از یادداشت های خصوصی وی از رویا ها و ملاقات ها با ضمیر ناخود آگاهش که در "کتاب سرخ" می نوشت، پس از بیش از هفتاد سال محرمانه ماندن، چاپ شد تا ما را بیشتر شگفت زده کند.

اما چرا ما این ها را به شما می گوییم؟

شما دانشجوی روانشناسی نیستید!

اما شما با حضور در این سایت، دانشجوی دانشکده قانون جذب به حساب می آیید.

و درحال حاضر مشکلاتی را در زندگی تجربه می کنید و می خواهید به اهدافتان برسید ولی هنوز نتوانسته اید که به طور کامل از قدرت قانون جذب و فیلم راز استفاده کنید.پس شاید از خود می پرسید که دانستن همه ی این ها چه کمکی به شما می کند.

پاسخ ما این است: تمام چیزهایی که در فیلم راز دیده اید، خود قانون جذب، همه وهمه روش هایی برای تاثیر گذاری روی ضمیر ناخودآگاه هستند.

به عبارت دیگر با بکار بردن قانون جذب شما ذهن ناخودآگاه را برنامه ریزی می کنید که به سمت هدف مورد نظرتان حرکت کند و شما را در طول مسیر با خود ببرد.

پس زمانیکه به مقصد رسیدید ازخواب بیدار می شوید و از خود می پرسید که چگونه به طور معجزه آسایی به آن رسیده اید؟

متاسفیم که در اینجا داریم حقه ی شعبده بازی را لو می دهیم و کمی ماجرا بی مزه می شود ولی واقعیت دارد:

ذهن ناخود آگاه شما این معجزه را محقق کرده است.

البته می دانیم که افراد زیادی قانون جذب را به انرژی های خاصی در کائنات نسبت می دهند. ما کاملاً به ایده ی آن ها احترام می گذاریم و به نظرمان حتماً باید باور خود را حفظ کنند.

مهم این است که شما قانون جذب را ممکن کرده اید و معجزه اتفاق افتاده است. دلیلش چندان مهم نیست.

اما در عین حال، با استفاده از مدل ذهن خود آگاه و ناخودآگاه ما می توانیم به طور علمی برای یک فرد شکاک ثابت کنیم که قانون جذب وجود دارد و کار می کند، حتی اگر شما به هیچ نیروی کیهانی و یا ماورالطبیعه ایمان نداشته باشید.

همانطور که می دانید تیم مشاوره مجموعه ما هیپنوتراپیست هستند. هیپنوتراپی به زبان ساده دانش و یا به عبارت بهتر هنر برخورد و کار کردن با ذهن ناخودآگاه است.

خیلی ها از ما می پرسند که آیا هیپنوتراپی همان روانشناسی است؟

پاسخ ما این است که با تمام مشابهت هایی که دارند، نه! با هم فرق دارند.

اجازه دهید مثالی بزنیم:

یک فیزیکدان مطمئناً تمام تئوری ها و فرمول های مربوط به الکتریسیته را میداند، خوب تحلیل می کند و خوب نظر میدهد. اما یک مهندس برق و یا برقکار کسی است که عملاً سیستم برق را می سازد و یا تعمیر می کند.

خود یک فیزیکدان شاید لازم داشته باشد که برای تعمیر رادیوی خانه اش آن را به یک برقکار متخصص بسپارد. برقکار کسی است که عملاً با الکتریسته سرو کار دارد واحتمالاً چند بار هم دچار برق گرفتگی شده است! و همه می دانیم آنچه که از علم بهتر است، تجربه است.

یک هیپنوتراپیست هم مثل برقکار است. در حالیکه شهرت اصلی نسیب روانشناسان می شود که این تئوری ها را چاپ می کنند، هیپنوتراپیست ها بخش سخت و کثیف کار را به عهده دارند که عملاً نیاز به درگیر شدن با ناخودآگاه خود و مردم دارد، تا بتوانند محدودیت های ذهن ناخودآگاه آن ها را تعمیر کنند.

اما در عین حال، با استفاده از مدل ذهن خود آگاه و ناخودآگاه ما می توانیم به طور علمی برای یک فرد شکاک ثابت کنیم که قانون جذب وجود دارد و کار می کند، حتی اگر شما به هیچ نیروی کیهانی و یا ماورالطبیعه ایمان نداشته باشید.

فکر می کنیم که با این توضیحات برای همه شما مفهوم ذهن خودآگاه و ناخودآگاه آشکار شد.

این اصل و پایه تمام آموزش های عملی ما در دوره ی "ناگفته های قانون جذب "خواهد بود...که با ورود به این لینک و مطالعه توضیحات جامع تر میتوانید در این دوره ثبت نام کنید...

اکنون که با این اصل مهم آشنا شده ایم، حال می توانیم به سادگی برایتان توضیح دهیم که چرا قانون جذب بعضی از اوقات برای شما کار نکرده و چگونه می توانید مشکل آن را حل کنید.

با دانستن کارکرد این دو ذهن قادر خواهید بود که بفهمید چرا بعضی از اوقات آرزوها و خواسته های شما باعث شکل گرفتن نوعی هدف می شود که ما اصطلاحا به آن "هدف کثیف" می گوییم.

درن بخش مطلب را همینجا پایان میدهیم اما در بخش های بعدی آتی به این موضوع خواهیم پرداخت و یک تکنیک عملی خیلی ساده به شما خواهیم داد که "هدف کثیف" شما را کاملاً "تمیز" خواهد کرد!

آن قدر واضح و روشن که نرسیدن به آن غیر ممکن شود!

(منظور از هدف کثیف،اهدافی ست که در رابطه با آنها احساس تضاد درونی دارید).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *