کدام یک از این دو روش شما را اتوماتیک ثروتمند میکند؟(آموزش های اختصاصی بخش چهارم)

ثروت

خیلی ها از ما می پرسند که بهترین روش برای کسب ثروت با استفاده از قانون جذب چیست؟

و جوابی که همه انتظار دارند ما بدهیم این است:هزاران راه برای کسب ثروت وجود دارد وشما می توانید با هریک از آنها به دارندگی مطلق برسید.

اما نمی توانیم این جواب را بدهیم! چون تجربه ثابت کرده هر روشی برای پولدار شدن، برای هر کسی جواب نمی دهد. اگر کسی با پیروی از یک تفکر و سیستم خاص ثروتمند شده، به این معنا نیست شما هم با تکرار طوطی وار کارهای وی به همان نتایج برسید.

چرا؟

همانطور که در ادامه ی این متن یاد خواهید گرفت، رسیدن به ثروت واقعی، به شخصیت و روحیه ی خاص شما نیز بستگی دارد.

در حقیقت، 2 گونه شخصیتی کاملا متفاوت در انسانها وجود دارد که هر یک از ما فقط به یکی از آنها تعلق داریم. اگر شما ندانید که به کدام یک از این دو دسته تعلق دارید، ممکن است سرگرم تقلید از روش گروه دیگر شوید. و در نهایت اگر به ثروت هم برسید، بالاخره درخواهید یافت که زندگیتان تبدیل به جهنمی شده است. یعنی ارزش نداشته که آن همه زجر بکشید تا به پولی برسید که به شما احساس خوشبختی نمی دهد.

و مطمئنیم شما کسانی را می شناسید که پس از رسیدن به ثروت، به جای شادتر شدن، افسرده تر شده اند و مشکلاتشان بیشتر شده.

دقت کنید که ما در اینجا از کسانی صحبت نمی کنیم که با سواستفاده، فساد یا حقه بازی به پول رسده باشند. هر دو دسته ای که ما برایتان معرفی خواهیم کرد از راهی شرافتمندانه به پولشان رسیده اند، اما در عین حال آن 2 راه زمین تا آسمان با هم تفاوت دارد.

تا حدی که اگر شما ثروتمندی را از یکی از این 2 گروه خارج کنید و وارد دسته ی دیگر کنید، عملا فلج و بی استفاده خواهد شد.

آیا دوست دارید بدانید که این دو دسته شخصیتی چگونه اند؟ و از همه مهمتر، شما به کدامیک از آنها تعلق دارید تا از این به بعد راه مناسب با شخصیت ذاتی خود را پیش بگیرید و بی دردسر به پول برسید؟

پاسخ این سئوال را من در این بخش آموزش خواهم داد. و مثال های زیادی نیز برایتان خواهم زد تا خیلی روشن و واضح شناختی عمیقتر از خود و قابلیت هایتان پیدا کنید.

اجازه دهید این دو گونه شخصیتی را معرفی کنم. آدم ها به دو دسته شخصیتی تقسیم می شوند: 

الف) ساختارگرا

ب) روح آزاد

ساختارگراها کسانی هستند که ذاتا دنیا را از چارچوب باورها و قوانین خود می بینند. آنها شدیدا به قانون اعتقاد دارند. بسیار به سلسله مراتب احترام می گذارند. هر کاری که میخواهند انجام دهند باید از نظر منطقی و عقلانی، حساب شده باشد.

ساختارگراها همان کسانی هستند که اگر با آنها قرار بگذارید و 5 دقیقه تاخیر کنید، برخوردی با شما خواهند کرد که تا ابد خجل و شرمسار شوید!

ساختارگراها انتظار دارند که دیگران نیز به همان اندازه به قوانین و اصول فکری آنها احترام بگذارند. اگر ساختار منطقی آنها را نقض کنید، مثل این است که آنها را در برزخی رها کرده باشید!

اما در مقابل این دسته، دسته دوم قرار دارند، کسانی که من آنها را "روح آزاد" می نامم.

کسانی که شخصیت روح آزاد دارند، هیچ چارچوب سخت و محکمی برای درک دنیا ندارند، آنها دنیا را همان گونه تجربه می کنند که هست. هر آنچه که در لحظه اتفاق می افتد. آن قدرها در قید منطقی بودن یا نبودن یک کار نیستند. آنها بیشتر به این فکر می کنند که چقدر انجام آن کار احساس بهتری به آنها می دهد.

اگر آنها بخواهند به سمت هدفی حرکت کنند، برخلاف ساختارگراها به دنبال اصول سنتی و شناخته شده نمی روند. بله چنان مشتاق و مدهوش رویایشان می شوند که برای رسیدن به آن هر کاری می کنند. تا جاییکه ممکن است خواب و خوراک خود را فراموش کنند.

اگر شما معمولا سر قرار با دوستانتان دیر می رسید، یا یک جلسه ی نیم ساعته را تا 2 ساعت ادامه می دهید (بدون آنکه خسته شوید) شما احتمالا یک روح آزاد هستید!

و لازم نیست که من به شما بگویم که چقدر این دو گونه شخصیتی با هم اختلاف نظر و دعوا دارند!

ساختار گراها گروه مقابل را افرادی بی قید، غیر معقول، بی مسئولیت و حتی غیر قابل اعتماد می دانند.

در مقابل، روح های آزاد دسته ی دیگر را افرادی جدی، کسل کننده و غیر خلاق می دانند.

اما فارغ از آنکه شما جزو کدام دسته هستید و چقدر از دسته ی مقابل بدتان می آید، باید بدانید که هر 2 دسته، با اتکا به شخصیت و خصوصیات ذاتی خود می توانند موفق شوند. اجازه دهید از هر 2 دسته مثال بیاورم.

اول از میان ساختارگراها:

به نظر من اگر بخواهیم یک ساختارگرای دو نبش ثروتمند مثال بزنیم، بهترین نمونه "وارن بافیت" خواهد بود.

در آموزش های قبلی بیشتر درباره ی وی و سبک فکریش صحبت کردم.

کل دارایی های وی 44 میلیون دلار برآورد می شود. در طول 30 سال گذشته تمام سهامی که خریده، فقط بر اساس یک فرمول بوده است. یعنی برای تصمیم گیری در مورد خرید یک شرکت و سرمایه گذاری در آن، از همان فرمولی برای محاسبه استفاده می کند که 30 سال قبل استفاده می کرده. در نتیجه اگر شما 20 سال قبل سراغ وی می رفتید و به وی می گفتید که در شرکت مایکروسافت سرمایه گذاری کند، وی اینکار را نمی کرد. همانطور که امروز نمی کند. چون اصل مهمی برای سرمایه گذاری در دنیای خود دارد که می گوید: من باید صنعت مرتبط با آن شرکت را درک کنم.

در نتیجه چون در مورد کامپیوتر اطلاعاتی ندارم، در آن سرمایه گذاری نمی کنم. حتی اگر 20 سال بعد اثبات شود که مایکروسافت تبدیل به غول فناوری جهان شده است.

یک ساختارگرا، به سختی قانون خود را می شکند. به سختی قضاوت خود را تغییر می دهد. حال بگذارید مثالی موفق از میان روح های آزاد بزنیم:

آیا تا به حال نام "اپرا ونیفری" به گوشتان خورده؟

اپرا اولین زن سیاهپوست ثروتمند دنیا به حساب می آید، در حال حاضر ثروت وی بیش از 7/2 بیلیون دلار تخمین زده می شود.

فکر می کنید که وی چگونه به ثروت رسیده؟

اپرا تنها کارش این بود که یک شوی تلوزیونی داشت و هر هفته مهمانان مشهوری را به آن دعوت می کرد. با آنها مصاحبه می کرد و اجازه می داد بینندگان شوی تلوزیونش با شخصیت های محبوب خود ارتباط صمیمی تری برقرار کنند.

لیست مهمانان شوی او شامل هر گروه از افراد مشهور می شد: روانشناسان، نویسندگان معروف، سیاستمداران، بازیگران، هنرمندان و...

جالب است بدانید که در خیلی از شوهایش، از افرادی کاملا عادی دعوت می کرد که واقعه سختی را در گذشته تجربه کرده بودند. سپس به آنها کمک می کرد زندگی خود را تغییر دهند و بعد از آنکه به رویاهایشان رسیدند، تجربه ی خود را با بینندگان شو سهیم شوند و بدین شکل الهام بخش افراد زیادی گردند.

همانطور که می توانید ببینید اپرا در طول سالهای فعالیت خود از هیچ ساختار و فرمول خاصی پیروی نکرده، مثلا نگفته که من فقط با آدم های مشهور و معروف حرف می زنم.

اگر فقط یک شوی وی را دیده باشید خودتان می دانید که پیغام اصلی برنامه اش توجه به احساسات و عواطف خودتان است و اینکه چطور چارچوب های فکری منفی خود را کنار بگذارید و در لحظه زندگی کنید.

فکر می کنیم حالا شما قادر به درک این دو گونه شخصیتی شده باشید، مگه نه؟

و احتمال می دهیم که قادر به تشخیص این 2 گونه شخصیت در دوستانتان نیز شده باشید.

حالا که با این دو دسته آشنا شدید، این سئوال پیش می آید که از کجا بدانید که چه کاری برای شما خوب است؟ به دنبال چه نوع کاری باید باشید و از چه کارهایی باید دوری کنید، حتی اگر در حال حاضر درآمدی از آن دارید؟

به عبارت ساده در چه زمینه ای باید تمام توانایی های خود را متمرکز کنید تا هم برایتان به راحتی پولساز باشد، و هم بعد از 10 سال، از تصمیمتان ناراضی و سرخورده نباشید؟

اگر این سئوالات برای شما مهم هستند و می خواهید بدانید که به عنوان یک ساختارگرا و یا روح آزاد، چه مشاغلی برایتان خوب است، حتما منتظر بخش های بعدی آموزش ها باشید.

در بخش بعدی، ما به طور عمیق وارد این مبحث خواهیم شد و با دادن مثال های کاربردی و واقعی به شما نشان خواهیم داد که چگونه قدم به قدم به سمت کار و حرفه ی مناسب با شخصیت خودتان قدم بر دارید. تا وقتی شروع به آن کار کردید، از همان اول چند قدم از رقیبانتان جلوتر باشید، بدون اینکه هنوز کاری کرده باشید.

همانطور که می بینید، قانون جذب فراتر از آن چیزی است که در فیلم راز دیده اید. اول از همه باید جزئیات عمیقتری را درباره خودتان یاد بگیرید تا بعد بتوانید بدون روبرو شدن با موانعی درونی، از قانون جذب سریعترین نتایج را بگیرید.

و اگر مایلید که بیشتر درباره قانون جذب و تکنیک های علمی به جریان انداختن آن یاد بگیرید، دوره ناگفته های قانون جذب که ثبت نام آن از طریق سایت امکانپذیر است دقیقا همان جایی است که پاسخ سوال هایتان را خواهید یافت:

و اگر بخش های آموزشی ما را تا الان خوانده باشید  می دانید که ما به روحیه دادن صرف و تشویق کردن خشک و خالی معتقد نیستیم. شما باید وسیله رسیدن به هدفتان را نیز داشته باشید. و گرنه سردرگم خواهید شد. و ما اینجا هستیم تا این ابزارها و وسیله های پیشرفته تر را در اختیارشما قرار دهیم.

منتظر بخش های بعدی آموزش ها باشید...

ادامه دارد...