چطور از هیچ شروع کنید؟(سوال یک کاربر)

Man-With-Question-01

چطور از هیچ شروع کنید؟

***سوال***

سلام مطالب شما درست است اما برای کسانی که کار دارند یا سرمایه دارند در واقع برای آنهایی که مرحله دوم اند. مثلا بنده دانشجوی ارشد مترجمی زبان عربی هستم من همیشه آدم امیدواری ام تا الانم با این امید اومدم. من هیچ ارثیه ای از پدر و مادر ندارم و باید خودم از صفر شروع کنم. به شانس اعتقاد ندارم و فکر میکنم همونطور که در کتاب از هیچ تا همه چیز خوندم شانس کلمه ی کفرآمیز و ناسپاسی است. اما شما برای من بگویید چگونه از صفر شروع کنم ؟ من خیلی راه ها را رفتم البته همه اونهایی که به پول خرج کردن نیاز کمتری دارند اما خودم هم میدونم برای هر کاری پول لازمه برای شروع هر چیزی. مثلا من میخوام یه حرفه ای دیگه غیر از رشته ی خودم یاد بگیرم مثلا عاشق برنامه نویسی و نرم افزار و اینترنت و برق و... هستم اما برای یادگیری بازم باید پول لامصب باشه. با اینکه آدم خیلی امیدواری ام اما گاهی فکر میکنم این قانون و این دستورات برای کسایی که حداقل رو نقطه ی ۱ ایستادن نه رو نقطه ی صفر

میلاد از شهرکرد 

>>> پاسخ ما:

میلاد عزیز سوال بسیار خوبی پرسیده ای. اگر درست متوجه منظورت شده باشم می خواهی بدانی که چطور می توان از صفر شروع کرد؟

فکر می کنم "برایان تریسی" را می شناسی. وی کتاب های پرفروشی در مورد فروشندگی و موفقیت تجاری نوشته است و خواندن کتابهایش را به همه توصیه می کنم.

یک بار در جایی از زبان وی ماجرای جالبی را شنیدم که به دردت خواهد خورد پس خوب گوش بده.

وی تعریف می کرد که یکبار به مهمانی شامی دعوت شده بود که تمام مدعوین از افراد سوپر موفق و پولدار تشکیل شده بودند. سر میز غذا بحث آن ها به اینجا کشید که هر یک تعریف کنند از کجا شروع کرده اند.

و دقت کن که افراد حاضر بر سر میز هر کدام از زمینه ی کاملا متفاوتی به ثروت و دارندگی رسیده بودند.

و بعد از آنکه نفر اول ماجرای زندگی خود را تعریف کرد، جملاتش را با این عبارت تمام کرد "من از هیچ شروع کردم و به اینجا رسیدم!"

و اتفاق جالبی که افتاد این بود که نفر بعد وسط حرف وی پرید و گفت "این خیلی شگفت آوره! من هم از هیچ شروع کردم..." و بعد ماجرای زندگی خودش را تعریف کرد.

و این بحث همینطور سر میز شام ادامه پیدا کرد. بعد از آنکه هر کدام قصه ی زندگی خود را تعریف کردند، نتیجه گیری از صحبت های آنان بسیار ساده بود: همه ی آنها از هیچ شروع کرده بودند!

البته هر کدام از آنها مهارت ها و علایق متفاوتی داشته اند، مسیر کاملا متفاوتی را طی کرده بودند و میزان دارایی و ثروتشان با هم یکسان نبود. اما نکته ی مشترک بین تمام آنها این بود که همه از هیچ شروع کرده بودند!

و این باید درسی برای شما و بنده باشد.

و آنطور که من در ایمیلت خواندم، تو در صفر مطلق نیستی، به هرحال دانشجوی یک زبان خارجی هستی، اما مشخص است که ظاهرا زیاد به آن علاقمند نیستی. بلکه به برنامه نویسی علاقه داری.

و اگر لیست 100 ثروتمند بزرگ دنیا را نگاه کنی در همان 50 نفر اول کسانی را پیدا می کنی که تخصص اولیه آنها برنامه نویسی بوده است. این ها همان کسانی هستند که Ebay, Google, Microsoft, Facebook را به وجود آورده اند.

و اگر کارنامه ی تحصیلی آنها را نگاه کنی می بینی که خیلی از آنها درسشان را نیمه کاره رها کرده اند و اصلا شاگران خوبی نبوده اند.

و این برای من کاملا قابل درک است. وقتی که تو واقعا به مهارتی علاقه داشته باشی سرعت یادگیری تو خیلی بالاتر از محیط کلاس درس می شود. اما معلم تو نمی تواند با سرعت مناسب به تو آموزش دهد. چون احتمالا 29 شاگرد دیگر نیز در آن کلاس هستند که آماده ی بهانه گیری و اعتراض سر هر چیز ریز و درشتند.

به همین خاطر من به تو توصیه می کنم که به خودت متکی باشی و سعی کنی خودت، به خودت آموزش دهی.

همین امروز برو به کتابفروشی و به دنبال کتاب هایی بگرد که برنامه نویسی را به شکلی ساده و قدم به قدم یاد می دهند. کافی است سری به آنها بزنی، مطمئنم که در هر مورد با چندین عنوان کتاب روبرو خواهی شد. همه ی آنها را بخر و غرق در مطالعه و تمرین آنها شو.

از آموزش های موجود در سطح اینترنت هم استفاده کن.

به محض اینکه چند دستور ساده ی برنامه نویسی را یاد بگیری و بفهمی که می توانی یک برنامه ی ساده بنویسی که کارهای کم اهمیت ولی با نمک انجام می دهد، دیگر نیاز به تشویق و حمایت من یا هیچ کس دیگری نخواهی داشت!

اگر نمی توانی کتاب مورد نظر را بخری، از کتابخانه امانت بگیر. همیشه راهی برای رسیدن به دانش وجود دارد

پس حالا برو و از صفر شروع کن!