مهم ترین معیار در انتخاب همسر چیست؟(بخش دوم)

2015361926980a

در بخش قبلی به این موضوع پرداختیم که انتظارات، از یک رابطه عاشقانه چقدر می تواند دور از واقعیت باشد. به طور خاص به این مسئله پرداختیم که چرا اکثر افراد مجرد مهمترین معیار در انتخاب همسر را "داشتن تفاهم" می دانند و غالبا تنها چیزی هم که به دست نمی آورند همان "تفاهم" است.

اگر بخش قبلی این مبحث را هنوز نخوانده اید، پیش از خواندن این بخش اول آن را مطالعه کنید.

اما در این بخشمی خواهم به این سئوال شما پاسخ دهم که بهترین معیار برای انتخاب همسر چیست؟

به نظر ما مهمترین معیار در انتخاب همسر "داشتن عدم تفاهم" است!

عجله نکنید! شوخی کردم! واقعا منظورم "عدم تفاهم" نبود. به عبارت بهتر باید بگویم که بهترین معیار در انتخاب همسر انتخاب فردی است که با ما تا حد زیادی در تضاد باشد.

می دانیم که درک این حرف می تواند سخت باشد، پس کمی حوصله کنید تا قدم به قدم آن را برایتان شرح دهیم.

آیا تا حال از خود پرسیده اید که چرا پزشکان و کارشناسان ازدواج فامیلی را توصیه نمی کنند؟

ازدواج فامیلی احتمال تولد فرزندان ناسالم را بیشتر می کند. دلیل علمی این مسئله را هم بارها شنیده ایم. دو فردی که از نظر خونی باهم خویشاوند باشند، ژن های مشابهی دارند و در نتیجه تنوع ژنی فرزند کمتر شده و می تواند موجب بروز مشکلات ژنتیکی گردد.

البته توضیح دقیق تر این مسئله بیشتر از این طول می کشد ولی در همین حد برای ما کافی است.

حال با توجه به این مسئله ، به نظر شما چه فرزندانی از نظر ژنتیکی مزیت بیشتری نسبت به دیگران دارند؟

پاسخ خیلی ساده است: فرزندانی که والدین آنها از نظر ژنتیکی با هم تفاوت بسیاری داشته باشند. به عبارت دیگر، اگر شما یک کره زمین در دستان خود بگیرید، مکان بدنیا آمدن خودتان را پیدا کنید و بعد دقیقا به آنسوی کره زمین رفته و قرینه همان مکان را بیابید، احتمالا زنان و مردان آن سرزمین بهترین همسران شما خواهند بود!

البته این توصیه را نباید جدی بگیرید. کارهای ساده تر و مفیدتری می توان انجام داد که بتوانید همسری از سرزمین خودتان هم بیابید و خوشبخت شوید.

اما فارغ از مسئله ژنتیکی، این ایده تقریبا پذیرفته شده است که فرزندانی که والدینی از نژادهای متفاوت دارند، بچه های باهوش تری از آب در می آیند. خود من چندین نفر را می شناسم که پدر و مادرشان از دو کشور متفاوت هستند. واقعا بچه های با استعدادی هستند و قابلیت های زیادی دارند.

و اگر خوب به این مسئله فکر کنید، دلایل زیادی برای آن می توان یافت.

مثلا افرادی که پدر و مادری از شهرهای دور از هم دارند، غالبا در معرض زبان های محلی مختلفی قرار می گیرند. نیاز به یادگیری همزمان چند زبان باعث می شود که بیشتر از مغز خود استفاده کنند و باعث فعالتر شدن بخش هایی از مغز می شود که در زمینه ی ارتباطات اجتماعی موثر است.

البته اگر اختلاف های فرهنگی و اخلاقی بین والدین زیاد باشد ممکن است که زندگی زیاد دوام نیاورد. اما اگر درچارچوب خانواده بتوان از ظرفیت های فکری و فرهنگی والدین استفاده کرد، فرزند آنها احتمالا باهوش تر و تواناتر از بچه های هم سن و سال خود خواهد شد.

این مثال را زدم تا به شما نشان دهم تضاد اصلا چیز بدی نیست. تضاد می تواند باعث رشد شما و همسرتان گردد. تضاد می تواند شور و هیجانی به زندگی مشترک شما اضافه کند که هرگز از آن خسته نشوید.

برای درک مفهوم تضاد، باید درباره انرژی مردانگی و زنانگی بیشتر بدانید. البته در گذشته چندین بار به این مسئله اشاره کرده ایم.

در طول قرن گذشته، ما انسانها پیشرفت های زیادی کرده ایم و اکنون به جایی رسیده ایم که زنان و مردان حقوق برابری دارند.

اما این بدین معنا نیست که زن و مرد با هم یکسان هستند. زنان و مردان هنوز تفاوت های ریشه ای زیادی با هم دارند. به اعتقاد ما از نظر تفاوت های روحی و روانی زن و مرد کنونی همانقدر با هم متفاوتند که هزاران سال پیش بودند.

به خاطر همین تفاوت است که مردان خصوصیات مشترکی دارند و زنان نیز همینطور. در بعضی از کارها زنان استعداد بالفطره دارند و در بعضی کارهای دیگر مردان قوی ترند.

البته چه زن و چه مرد، ما می توانیم با تمرین و ممارست و تحمل مشقت در زمینه هایی که به جنسیت ما مربوط نیستند پیشرفت کنیم. اما این موضوع بحث ما نیست.

و باید یادآور شویم که همه ما، فارغ از جنسیتمان، به هر دو نیروی مردانگی و زنانگی نیاز داریم.

در نتیجه اگر شما زن هستید، به هر حال در بعضی از موقعیت ها نیاز به نیروی مردانگی دارید تا نتیجه بهتر بگیرید. اگر مردی قادر به کمک کردن به شما نباشد، مجبور خواهید بود که خودتان به طور موقت در قالبی مردانه فرو روید و کارتان را راه بیندازید. اکثر خانم هایی که از همسرشان جدا شده و به تنهایی فرزند خود را بزرگ می کنند همین خصوصیت را پیدا می کنند. بعضی اوقات سطح نیروی مردانه و زنانه آنها تقریبا مساوی می شود. بلعکس همین قضیه می تواند برای مردان نیز رخ دهد.

اما این چیزی نیست که ما به دنبالش باشیم. ما می خواهیم مرد یا زنی را به زندگی خود جذب کنیم که نیمه ی تکمیل کننده ما باشد و لازم نباشدکه انرژی دیگری را در درون خود تولید کنیم.

اجازه دهید برای هر دو مورد مثالی بزنم:

اگر شما مرد هستید، باید زنی را انتخاب کنید که به نیروی زنانگی وی بیش از قدرت زنانگی خودتان ایمان و اعتماد داشته باشید.

مثلا یک خصوصیت انرژی زنانه جمع کردن ذخائر و انتخاب گزینه های بهتر برای تامین زندگی است. در زمان حال، ترجمه این عبارت یعنی استعداد و قدرت خانم ها در خرید کردن!

و واقعا چه چیزی می تواند لذتی به اندازه گشتن مغازه های مختلف و خرید کردن برای یک زن داشته باشد!

و نکته مهمتری که متوجه شده ایم این است که خانم ها فقط از خرید کردن برای خودشان لذت نمی برند! اگر شما آقایی باشید که قصد خرید چیزی دارد و از آنها کمک بخواهید آنها با کمال میل کمکتان خواهند کرد. آنها ساعت ها وقت خواهند گذاشت تا شما بهترین چیز را بخرید. دفعه ی بعد که خواستید چیزی بخرید، از یک خانم کمک بخواهید. شما حتی می توانید همان اول به وی بگویید که بودجه محدودی در اختیار دارید و نمی توانید بیشتر از مقدار مشخصی خرید کنید. آنها به شما کمک خواهند کرد تا با همان بودجه محدود خود بهترین مورد را بخرید که مرغوب باشد!

در نتیجه یکی از معیارهای انتخاب شما برای همسر(زن) می تواند این باشد که در خرید کردن و آراستن زندگی، بهتر از خودتان باشد. اگر وی در این موارد نظری دارد، به نظر وی بیشتر اعتماد کنید هرچند که خودتان بد سلیقه باشید!

حال اگر شما زن هستید، باید مردی را انتخاب کنید که به نیروی مردانگی وی بیش از قدرت مردانگی خودتان ایمان داشته باشید.

مثلا یک خصوصیت مردانه معامله کردن است. مردان می توانند سرسختانه مذاکره کنند و آنقدر چانه بزنند تا به حداکثر حقوق (یا منافع) خودشان برسند.

اگر شما قصد دارید که در شرکتی استخدام شوید و باید برای مصاحبه شغلی بروید، شوهر شما باید بتواند راهنمایی های بهتری به شما دهد. وی می تواند به شما یاد دهد که چگونه قدم به قدم مذاکره کنید. مثلا حقوق بالاتری بخواهید. نگذارید که حقوق دیگرتان پایمال شود. چگونه حرف بزنید و یا خود را معرفی کنید تا بتوانید به هدفتان برسید. چه حرفی را نباید بزنید؟ چه سوالی را نباید جواب دهید و غیره.

اگر شما از مردی در این زمینه راهنمایی بخواهید (حتی اگر شوهرتان نباشد) وی با کمال میل توصیه های خوبی به شما خواهد کرد. وی قادر خواهد بود که جزئیات دیگری را به شما یاد آوری کند که بدون دانستن آنها ممکن است تصمیم اشتباهی بگیرید و یا حرف نادرستی بزنید.

در نتیجه یکی از معیار های انتخاب شما برای همسر(مرد) می تواند این باشد که به قدرت وی در تحلیل شرایط و مذاکره برای انتخاب مسیر بهتر بیشتر از خودتان ایمان داشته باشید، هر چند اگر هنوز در شک و دودلی هستید!

مثال هایی که من در این جا زدم خیلی ساده و ابتدایی بودند. اما این وظیفه شماست که نکته اصلی آنها را درک کنید و در سایر موقعیت های دیگر نیز به همین شکل تعمیم دهید.

و در آخر فقط یک مورد را نیز اضافه می کنیم که می تواند به شما بیشتر کمک کند. همانطور که مدتها پیش به شما گفتیم، یکی از بزرگترین خصوصیات انرژی زنانه، "دعوت کردن" است و در انرژی مردانه "هدایت کردن"

> شما به مردی نیاز دارید که بهتراز خودتان بتواند زندگی را هدایت کند.

> شما به زنی نیاز دارید که بهتر از خودتان بتواند شما را به سمت زندگی دعوت کند.

و اگر می خواهید اطلاعات بیشتری در این مورد به دست آورید و یاد بگیرید که خود من چگونه تضاد را در زندگیم بوجود آورده ام، حتما به بخش ششم دوره ناگفته های قانون جذب گوش کنید. در این بخش یک ساعت به طور مفصل به این موارد پرداخته ایم و به شما نشان می دهیم که چگونه می توانید در دنیای عشق موفق شوید.

همچنین بعد از شرکت در دوره می توانید آموزش های تکمیلی بیشتری نیز دریافت کنید...