اگر به مردی علاقه مند شده اید ولی وی هنوز نه!!!

photo_2016-03-26_06-28-02

***سوال***

سلام و خسته نباشید به مجموعه خوبتان.

من به آموزش های شما واقعا علاقه مند هستم.من در چند دوره اصلی شما شرکت کرده ام، یاد گرفتن تکنیک ها برام فوق العاده هیجان داشت. راستش بعد از موفقیت هایی که داشتم اکنون قصد دارم به سمت دنیای عشق و ازدواج برم.

من خیلی عصبی هستم چون علی رغم داشتن قد خوب، اندام متناسب، چهره ی خوب، تحصیلات در مقطع فوق لیسانس، داشتن شغل و موقعیت اجتماعی مناسب، اخلاق و برخورد خوب و همچنین خانواده ی مناسب تا حالا نتونستم عشق دلخواهم رو پیدا کنم. من تا حالا حدود 25 الی 30 مورد پیشنهاد ازدواج داشته ام هیچکدوم به دردم نمی خوردن و نمیتونستم به عنوان همسر بپذیرمشون. اما در عوض یه مورد رو که دلم میخواست و فکر میکردم تا حد زیادی باهاش خوشحال خواهم بود و دوست داشتم ازم خواستگاری کنه رو هیچگاه نتونستم جذب کنم. اون مرد من رو  توی لیست افرادی که داشت برای ازدواج بهشون فکر میکرد  گذاشته بود. از طرف یکی از افراد معتمد این مساله رو فهمیدم. اما در کمال ناباوری اعلام کرده بود که "من توی دلش نرفتم" و  حتی حاضر نشد در مورد ازدواج با من حرف بزنه تا برسه به تصمیم برای ازدواج و خواستگاری. اگه من میتونستم مسیر رو تا حدی پیش بیارم که با من در مورد ازدواج  حرف بزنه، بقیه راه با توجه به انجام تکنیک هایی که در دوره یاد گرفتم برام راحت تر بود. ناگفته نماند که اون مرد من رو جمعا حدود 4 بار دورادور دیده بود و سه بار درمورد مسایل کاری هر بار 5 دقیقه صحبت کرده بود. با وجود تمجیدهای زیادی که اطرافیان از من انجام داده بودند و اینکه زیاد به من فکر کرده بود، من تو دلش نرفته بودم وحاضر نشده بود حتی در این مورد با من حرف بزنه. 

من در جذب اولیه مشکل دارم. همون اول اول. اونم در مورد افرادی که تصور میکنم مورد مناسبی برای ازدواج هستن. در مورد افراد ایده آل. یعنی اگر من موفق بشم  توجه فرد  مناسب رو جلب کنم تا مرحله ای که  در مورد ازدواج با من حرف بزنه  این توانایی رو دارم که طی صحبت کردن در مورد ازدواج، فرد رو متقاعد و در واقع جذبش کنم. تمام افرادی که تا حالا با من در مورد ازدواج صحبت کردن همه رسما بهم پیشنهاد ازدواج دادن و جواب رد از طرف من بوده چون به دردم نمیخوردند. چند مساله اینجا هست یکی اینکه: من چیکار کنم که افراد مناسب سر راهم قرار بگیرن؟ دوم اینکه اگه فرد مناسبی سر راهم قرار گرفت و فرصت من برای جذب اون فرد کوتاه بود، من چه جوری اون فرد رو طی مدت کوتاهی  که با اون  برخورد میکنم جذب کنم؟چه جور صحبت کنم؟چی بگم؟تا حداقل توجهش رو جلب کنم تا جدی به من فکر کنه و در مورد ازدواج با من حرف بزنه و نهایتا جذب؟

 در مورد چگونگی جذب در قبل از همدلی راهنمایی کنین. در مورد جلب توجه اولیه. در مورد شروع اولیه. برخورد اول.طریقه ی صحبت کردن در برخورد اول.همون اول اول. مخصوصا برای زمانی که فرصت جذب کوتاهه. و ممکنه فردی رو دیگه نبینیم یا فرصتی دیگه برا جذب کردن پیش نیاد. در این مورد بیشتر راهنمایی کنین.بسیار بسیار ازتون سپاسگذارم. و مشتاقانه منتظر راهنمایی های ارزشمند شما هستم.

خدیجه از فارس

 

>>> پاسخ مشاور 

اگر من بخواهم به سوال شما پاسخ کاملی دهم باید این متن صدها صفحه ادامه پیدا کند. اما تلاش می کنم که در این فضای محدود خیلی خلاصه و فشرده مهمترین نکات را بیان کنم.

1. به نظر من هر انسانی چه زن یا مرد شایسته ی آن است که همسر دلخواه خود را انتخاب کند. البته این اتفاق کمتر رخ می دهد و بیشتر انسانهایی که دور خودتان میبینید با کسی که به آنها توجه کرده ازدواج می کنند، نه آنکسی که خودشان می خواستند به آنها توجه کند. به عبارت دیگر بیشتر انتخاب شده اند تا انتخاب کرده باشند.

اصولا انتخاب شدن ساده تر و کم ریسک تر از انتخاب کردن است. دیگر نگران این نیستید که کسی شما را رد کند یا جواب نه بشنوید.

البته این قضیه در بین مردها و زن ها کمی متفاوت است. از مردان انتظار می رود که همیشه قدم اول را بردارند و ریسک شنیدن نه را بپذیرند. اصولا اگر زنی قدم اول را بردارد... این زیاد کار جالبی نیست.

البته من می دانم که در اکثر فیلمها کار به جایی می کشد که دختر خانم به شکلی از آقا پسر خواستگاری می کند، اما آن قصه ها بیشتر در فیلمها روی می دهد و اگر حتی در زندگی واقعی چنین اتفاقی بیفتد، زیاد منظره ی دلربا و جالبی نیست!

2. من خوشحالم که شما استانداردهای بالایی برای انتخاب همسر دارید و به دنبال کسی هستید که واقعا دلتان را ربوده باشد. اما یک نکته را فراموش نکن: تو نمی توانی همه ی مردان را عاشق خودت کنی! نمی توانی برای همه ی مردان جذاب باشی!

به اعتقاد من شنیدن جواب "نه" در دنیای عاشقی، البته در حد معقول، بسیار آموزنده و پر ارزش است و باعث تکامل شخصیت انسان می شود، هر چند در لحظات اول درد آن می تواند بسیار سوزناک باشد.

3. اما همانطور که از مردان به درستی انتظار می رود از نظر عملی و کلامی اول پا پیش گذارند، خانم ها نیز می توانند قدم اول خود را به شکلی زنانه بردارند!

اگر شما آموزش های قبلی مجموعه را خوانده باشید خوب می دانید که در مورد انرژی زنانگی بسیار صحبت شده است. به اعتقاد ما یک خصلت مهم انرژی زنانه، "دعوت کردن" است. انرژی مردانه دستور می دهد و مستقیما هدایت می کند. اما انرژی زنانه به طور تلویحی، ضمنی و چند پهلو حرکت می کند. به همین خاطر است که بعضی از اوقات مردان در درک کردن زنان دچار مشکل می شوند و از آنها می خواهند که با صراحت حرف دلشان را بزنند. بیشتر روانشناسان و مشاورین هم توصیه می کنند که خانم ها واضح و روشن حرفشان را بزنند. اما ما توصیه دیگری داریم. به نظر ما یک زن باید در چنین مواقعی احساساتش را با شدت بیشتری نشان دهد و به عبارت دیگر با صدای بلندتر مرد خود را دعوت کند. اگر وی خواسته خود را با صراحت و رک بیان کند، شاید به طور موقت سردرگمی مردش را برطرف کند ولی در همان زمان تیشه به ریشه ی عشق زده است که ما را می رساند به نکته ی بعدی:

4. شما گفته اید "اگر من موفق بشم  توجه فرد  مناسب رو جلب کنم تا مرحله ای که  در مورد ازدواج با من حرف بزنه  این توانایی رو دارم که طی صحبت کردن در مورد ازدواج، فرد رو متقاعد و در واقع جذبش کنم."(البته در دوره کوچینگ عشق و ازدواج همه جزییات از مراحل ابتدایی تا نهایی آموزش داده شده است و شما میتوانید در این دوره شرکت کنید.)

من شک ندارم که شما این توانایی رو دارید، اما توصیه می کنم ازش استفاده نکنید!

به هیچ وجه سعی نکنید با وی در مورد ازدواج حرف زده و وی را متقاعد کنید. اولا بعضی از مردها این نوع بحث ها را به عنوان علایم هشداری تلقی می کنند و به خودشون میگویند که این خانم قصد داره من رو وادار به ازدواج کنه!

این نوع بحث ها با مردی که شما به وی علاقه دارید، خیلی بدتر هم نتیجه می دهد. اگر شما سعی کنید در مورد ازدواج با یک مرد بحث کنید و وی را قانع کنید، یعنی دارید از انرژی مردانگی خودتان استفاده می کنید. به نظر شما یک مرد چرا باید جذب انرژی مردانه ی شما بشود؟!!

صبر کنید تا خود وی در این مورد بحث کند. خودتان را بیش از حد مشتاق برای ازدواج نشان ندهید.

و احتمالا همینجاست که شما از من می پرسید "پس من چه حرفی باید به وی بزنم؟"

5. به اعتقاد من شما باید حرفهایی را بزنید و یا سوالاتی را بپرسید که نشان دهنده ی علاقه شما به شخصیت وی و فلسفه ی زندگیش داشته باشد.

بیشتر خانم ها پس از مدتی آشنایی با یک آقا این سوال را از روی ناچاری مطرح می کنند "این دوستی و آشنایی ما داره به کجا میره؟ قصد تو چیه؟ قراره چه اتفاقی بیفته؟"

و من بعید می دانم که هیچ مردی بتواند جواب روشنی به این سوال بدهد. به همین خاطر مردان از این سوال فرار می کنند و اگر هم به آن جواب دادند توصیه می کنم زیاد رویش حساب نکنید.

شما با پرسیدن این سوال مرد را زیر بار فشار سنگینی می گذارید تا سریعا تصمیم گیری کند. اگر وی به شما پاسخ مثبت دهد باز هم نمی توان روی حرفش حساب کرد چون زیر فشار مجبور به پاسخ دادن شده است!

من توصیه می کنم که بجای آن سوال، این سوال را از وی بپرسید:

"زندگی تو کجا داره میره؟ دوست داری 10 سال بعد کجا باشی و چیکار بکنی؟"

با این سوال، شما بخش مردانه ی وی را به شدت تحریک می کنید. شما از وی می خواهید که قبل از هر چیز مشخص کند زندگیش دارد کجا می رود؟

و اگر شما به این نتیجه برسید که زندگی وی دارد به جایی می رود، پیدا کردن جای شما در آن زندگی ساده تر خواهد بود.

زمانی که با وی مشغول صحبت هستید، این سوال را از وی بپرسید. منتظر جواب باشید. با اولین پاسخ وی قانع نشوید. اگر مثلا گفت که می خواهد 10 سال بعد صاحب فلان کار باشد، بپرسید چرا؟ چرا برایش آن کار مهم است؟ آیا به خاطر پولش است یا واقعا به آن علاقه دارد؟

البته نباید این سوال را خیلی جدی و خشک از وی بپرسید و وی فکر کند که شما دارید بازجویی می کنید! آن را از روی حس کنجکاوی بپرسید و منتظر جواب وی باشید.

من در اینجا سرنخ گفتگو را دست شما داده ام. اما از آنجا که نمی دانم جواب وی به این سوال چیست، باید در بقیه گفتگو از مهارت های خاص خودتان استفاده کند. این ها همان مهارت هایی هستند که در بخش ششم دوره ناگفته های قانون جذب بیان شده اند.

شما با پرسیدن این طور سوالات به وی نشان می دهید که

1) استاندارهای بالایی دارید و به چیزهایی ورای ازدواج فکر می کنید.

2) به وی شخصا علاقه دارید بدون آنکه صراحتا بیان کرده باشید.

3) انرژی مردانه ی وی را تحریک کرده اید، حال احتمال آن بیشتر است که وی انرژی زنانه شما را حس کند و مجذوبتان شود.

حتما دفعه ی بعد که با یک مرد ایده آل روبرو شدید این سوال را از وی بپرسید و سعی کنید فلسفه ی زندگی وی را بفهمید. اما یادتان باشد که قرار نیست با پرسیدن این سوال وی را متقاعد کنید که با شما ازدواج کند! شما صرفا دارید یک گفتگوی عمیق و فلسفی را در فضایی کودکانه انجام می دهید!