پدیده ذهن برتر (از کجا ایده های ثروت آفرینی به ذهن ثروتمندان الهام میشود؟)

Sun6

این داستان واقعی است : در سال 1848 مرد جوانی از اسکاتلند به آمریکا مهاجرت کرد تا کار کند و بتواند شغلی برای خودش دست و پا کند. اما پس از گذشتِ نیم قرن او تبدیل به ثروتمندترین مرد آمریکا شد و کمک کرد تا صنعت فولاد آمریکا ساخته شود…

آمریکایی ها از اینکه چطور یک اسکاتلندی به آمریکا آمده و توانسته ثروتمند شود تعجب کردند.
او نه از تحصیلات خاصی برخوردار بود و نه در زمینه خاصی مهارت زیادی داشت، اما از همه ی تحصیلکرده ها و متخصصین جزیره درآمد بیشتری داشت.

در همان زمان روزنامه نگاری کنجکاو میشود تا راز ثروتمند شدن این اسکاتلندی را بداند و از او سوال میکند که چطور ثروتمند شده است؟ چرا ثروتمند شده است؟ آیا مهارت خاصی دارد؟ یا جادو بلد است؟ (در دهه 40 و 50 آمریکایی ها اعتقادات عجیبی به علوم غریبه داشتند)

مرد اسکاتلندی که در دوران پیری اش به سر می برد، تصمیم گرفت نه تنها این راز را برای روزنامه نگار بلکه برای تمام مردم دنیا فاش کند. بنابراین او درخواستی از روزنامه نگار کرد: اگر میخواهی از راز ثروتمند شدن من آگاه شوی و خودت هم ثروتمند شوی، باید زندگی 500 فرد ثروتمند دنیا را تحلیل کنی و باریکه ای از جریان اصلی ثروت پیدا کنی…

روزنامه نگار پذیرفت.
او به مدت 5 تا 10 سال این وظیفه را پذیرفت تا زندگی 500 فرد موفق و ثروتمند دنیا از دوران قبل از میلاد تا آنروز را بررسی و تجزیه تحلیل کند. پس از اتمام کارش و درک نحوه ثروتمند شدن این افراد و همه افرادی که دوست دارند ثروتمند شوند، نزدِ مرد اسکاتلندی رفت و با هیجان آنچه را که کشف کرده است را توضیح داد.

مرد اسکاتلندی با خونسردی به صحبت های پرشور روزنامه نگار گوش کرد و در آخر گفت : برو و تحقیقاتت را در قالب کتاب به اطلاع تمام مردم جهان برسان… نام کتاب را هم بیندیشید و ثروتمند شوید بگذار.

این کتاب در سال 1937 چاپ شد و به طرز عجیبی فروش بالایی داشت (تا امروز بیش از 90 میلیون نسخه !)

حتی امروزه هم جزو 3 کتاب پرفروش در حوزه ثروت و خودشکوفایی است.
روزنامه نگار کسی نبود جزء نـاپلــئون هـیـــل.

اما مرد مرموز اسکاتلندی که بود؟ انـــدرو کارنـــگی کسی که صنعت فولاد و آهن آمریکا برای همیشه مدیون او خواهد بود…

این کتاب به طرزشگفت انگیزی و البته بدون اشاره مستقیم ! راز ثروتمند شدن و موفقیت در دنیای امروز را به خواننده آموزش میدهد.(لینک دانلود کتاب به زودی روی سایت قرار خواهد گرفت.)

نویسنده آن در ابتدای کتاب می نویسد:

در این کتاب شما به راز ثروتمند شدن افراد ثروتمند پی می برید.
و یادمیگیرد چطور خودتان ثروتی عظیم دست و پا کنید،اما من به آن اشاره مستقیم نکردمو در هر بخش از کتاب تکه ای از این راز را فاش کرده ام که خودم به شخصه از مطالعه زندگی 500 فرد موفق تاریخ تا به امروز کشف کرده ام…

اما اگر این کتاب را بخوانید، یک فصل جداگانه به مقوله ذهن برتر اختصاص داده شده است.
به عقیده نـــاپلئون هیـــل این مهمترین فصل است که باید خواننده چندین بار بخواند و الهام بخشِ آن یعنی انـــدرو کارنگـــی نیز دلیل ثروتمند شدنش را استفاده از این پدیده عجیب توضیح داده است.

 

در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید در فصلِ مخصوص به ذهن برتر نوشته شده است : شما تنها با استفاده از این پدیده میتوانید ثروت هنگفتی بدست آورید… یعنی تلفیق تلاش و دانش در یک روحِ هماهنگ بینِ دو یا چند نفر برای رسیدن به هدفی مشخص…

شما در این مقاله قرار است یادبگیرید :

  • پدیده ذهن برتر چیست؟
  • چطور میتواند ثروت بزرگی برایمان به ارمغان آورد؟
  • افراد ثروتمند چطور از آن استفاده میکنند؟
  • چطور ما هم از آن استفاده کنیم؟
  • و …

این مقاله به صورت اختصاصی و تخصصی فقط و تنها فقط در مورد پدیده ذهن برتر است که به شما کمک میکند از آن استفاده کنید تا با 10% تلاش فکری و 50% تلاش فیزیکی بتوانید ثروتمند شوید و موفقیت های بزرگی در زندگی بدست آورید.

شما پس از خواندن این مقاله به درستی درک خواهید کرد چرا افراد ثروتمند کارهای خاصی انجام میدهند که گویا به آنها الهام شده است…

آماده رمزگشایــی پدیده ذهن برتر هستید؟

زمانی که اندرو کارنگی به آمریکا آمد، به معنای واقعی کلمه هیچ چیزی جز لباس هایی که بر تن کرده بود، نداشت. اما در مدت کوتاهی در جریانِ ثروتمند شدن قرار گرفت و پله های ترقی را روز به روز طی کرد.

در آن زمان هیچکس متوجه نشد که چطور یک جوان اسکاتلندی دوست دارد با افراد ثروتمند معاشرت کند… اندرو دوست داشت ساعات زیادی را با افراد ثروتمند شهر بگذراند. برای همین معمولا برای آنها کار میکرد، به آنها کالا می فروخت و یا سوالاتی از آنها می پرسید.

زمانی که ناپلئون هیــل، تحقیقاتش را راجع به ثروتمند شدنِ افراد ثروتمند دنیا تمام کرد، به نتیجه جالبی دست یافت : افراد ثروتمند، خودشان را با افراد ثروتمند و باهوش و موفق احاطه کرده اند.

به زبان دیگر : خودتان را با افراد نخبه ای که دیدگاه شما را به اشتراک میگذارند احاطه کنید، زیرا این عمل باعث هم راستایی چندین ذهنِ باهوش و خلاق میشود که به مراتب ظرفیت بیشتری از مجموع ذهن ها خواهد داشت.

پدیده ذهن برتر دو بخش دارد :

  1. تغییرات اقتصادی
  2. تغییرات فیزیکــی

بخش اقتصادی مشهود تر است :اگر به نصیحت افراد باهوش گوش کنید(افرادی که میخواهند کمک تان کنند)مزیت اقتصادی بزرگی خواهید داشت.

به عقیده ناپلئون هیــل : درک شما از این حقیقت بزرگ کاملا وضعیت اقتصادی تان را دگرگون خواهد کرد.

اما بخش فیزیکی این پدیده پیچیده تر است : به عقیده ناپلئون هیـــل، دو ذهن جداگانه، با کنار هم قرار گرفتن، ذهن سومی را خلق میکنند. ذهن سوم، نامرئی است و قدرت شگفت انگیزی دارد تا مسائل را حل کند.

برای درک بهتر این موضوع، ذهن انسان را به عنوان باتری در نظر بگیرید.

یک دسته باتری به مراتب انرژی بیشتری از یک تک باتری خواهند داشت؛ همچنین چندین ذهن با کنارهم قرار گرفتن برای حل مسئله، به مراتب قدرت بیشتری خواهند داشت تا یک ذهنِ تنها…
و البته همانطور که بعضی  ظرفیت الکتریکی بیشتری دارند، ذهن انسان ها نیز ظرفیت های متفاوتی دارند. بعضی ها کارایی و اثر بیشتری نسبت به دیگر اذهان دارند.

ناپلئون هیل در کتابش چنین توضیح میدهد :
«کافیست به درک صحیح از ذهن برتر برسید تا متوجه شوید بدون فوت وقت، باید اذهان ارزشمندی را در زندگی تان گرد خود آورید تا از آنها استفاده کنید. آنکس که ذهن های نخبه ای در کنارش دارد، به مراتب حل مسائل برایش ساده تر میشوند تا آنکس که تنهاست و از ظرفیت محدود ذهنی اش میخواهد استفاده کند…»

اما چطور اندرو کارنگی از این اصل استفاده میکرد؟
اندرو کارنگی جمعی از 50 فرد نخبه، ثروتمند و موفق را در یک گروه جمع کرد و در هفته 3 جلسه 2 ساعته با آنها برگزار میکرد و درباره تمام مسائل موجود صحبت میکرد و از آنها پیشنهاد و راه حل می پرسید.

اگر مانند ناپلئون هیل، زندگی افراد موفق و ثروتمند را ورق بزنید، کاملا متوجه خواهید شد چطور افراد ثروتمند و موفق، در دایره دوستی و معاشرتی شان، افراد نخبه و موفق و ثروتمندی داشتند و بیشتر وقت شان را با آنها سپری میکردند.

برای مثال، هنری فورد سازنده اولین کارخانه تولید انبوهِ اتومبیل، میلیاردر خودساخته ای که به زیبایی از پدیده ذهن برتر استفاده کرد در گذراندن زمانش با دیگران بسیار خسیس بود ! هنری فورد هرگز با افرادی که معلوماتی کمتر از حدی مشخص، ثروتی کمتر از حد مشخص و ناموفق بودند، زمانش را سپری نمیکرد.

شاید بهتر باشد شما هم همین کار را انجام دهید.
دوست دارید ثروتمند شوید، دوستانِ ثروتمندتر از خودتان داشته باشید، با آنها معاشرت کنید و درباره مسائل مالی تان از آنها کمک بگیرید. افراد باهوش را در دایره دوستی تان نگه دارید. هر چند وقت یکبار با آنها درباره موضوعی صحبت کنید.

اگر میخواهید از پدیده ذهن برتر استفاده کنید، باید با افراد باهوش تر ،موفق تر و ثروتمندتر از خودتان راجع به حوزه های حل مسئله، موفقیت و ثروت آفرینی بحث و گفتگو کنید.

زیرا، زمانی که با دوست باهوش تر از خودتان درباره مشکل تان گفتگو میکنید، در واقع از ظرفیت ذهنی خودتان و دوستتان استفاده میکنید که به یک ذهن سوم با ظرفیتِ بیشتر از مجموع دو ذهن دسترسی پیدا میکنید که میتواند مسائل را خیلی راحت تر حل کند.

برای مثال، آبراهام لینکلن، رهبر و رئیس جمهور پرآوازه و محبوب آمریکایی هر زمانی بر سر مشکلی به بن بست می رسید، دوستش را صدا میزد تا به منزلش بیاید و فقط بنشیند تا برایش مشکل را شرح دهد؛

بعدا از دوستان نزدیک لینکلن نقل شد که او آنها را به خانه اش دعوت میکرد، مشکلی که داشت را برایشان توضیح میداد و در آخر خودش به راه حلی دسترسی پیدا میکرد و از آنها تشکر میکرد که دعوتش را قبول کردند.

افراد ثروتمند مانند افراد فقیر دوستانِ فقیرتر از خودشان انتخاب نمیکنند. (چرا افراد موفق دوستان بازنده شان را ترک میکنند؟را در مقالات آینده خواهی خواند.) آنها به وسواس زیادی حاضرند وقت شان را با دیگران سپری کنند، زیرا متوجه شده اند که ذهن های کوچکتر باعث عملکرد معکوس پدیده ذهن برتر میشود !

کلام آخـــر:
یک نگاهی به جمع هایی که زمانتان را با آنها میگذرانید، بیاندازید.
آیا میانگین ثروت، موفقیت و هوش آنها بیشتر از شماست؟ در آن جمع بمانید.
آیا میانگین ثروت، موفقیت و هوش آنها کمتر از شماست؟ خیلی سریع از آن جمع بیرون بیایید.

افراد موفق و ثروتمند، بر روی سرنوشت شان قمار نمیکنند؛ آنها انتخاب میکنند.