دو مشکل پیش از به کار بردن قانون جذب

Sun8

سلام دوستان عزیز

در طول ماه های گذشته ما نظرات و سوالات بسیاری از کاربران دوره "ناگفته های قانون جذب" دریافت کرده ایم. همانطور که می دانید در این دوره ما به "قانون جذب" می پردازیم و به شما نشان می دهیم که چگونه از ذهن ناخودآگاه خود را برای رسیدن به اهدافتان استفاده کنید.

در این بخش از آموزش قصد داریم به دو مشکل عمده بپردازیم که کاربران دوره ناگفته های قانون جذب پیش از شروع این دوره با آن روبرو می شوند. اگر شما در این دوره شرکت کرده اید ولی مدتهاست از آن استفاده نمی کنید، این بخش آموزشی را با دقت بخوانید. اگر هم هنوز در این دوره شرکت نکرده اید باز خواندن این متن می تواند بسیار آموزنده باشد.

 مشکل اول:نمی دانند که چه می خواهند.

در دوره "ناگفته های قانون جذب" ما شیوه تعیین هدف و تربیت ذهن ناخودآگاه، برای جذب آن را آموزش می دهیم. اما اگر شما هدفی نداشته باشید چه؟

و این سئوالی است که گاهی از اوقات کاربران برایمان می فرستند: "استاد هدف من باید چه باشد؟"، "چه هدفی را باید انتخاب کنم؟"

و احتمالا می توانید تصور کنید که کمک کردن به این دوستان برای ما چقدر دشوار است. تصور کنید که پشت کامپیوتر نشسته اید، کسی برایتان ایمیلی بفرستد و از شما بخواهد که در یافتن هدف کمکش کنید. شما این فرد را نمی شناسید. از علایق و توانایی های وی خبر ندارید. چطور می توانید به وی کمک بکنید؟

آیا می توانید با حدس و گمان راهی به وی نشان دهید؟ اساسا فکر می کنید تعیین کردن هدف برای دیگران کار درستی است؟ یا اینکه بهتر است خود افراد قادر به تشخیص مسیر زندگی خودشان باشند.

مطمئنا شما دوستان زیادی دارید که پدر یا مادرشان اهداف زندگیشان را تعیین کرده اند. مثلا فرزندانشان را مجبور کرده اند که در یک رشته خاص تحصیل کنند. و بعضی از آنها اتفاقا از نظر حرفه ای موفق شده اند و همان دختر و پسری شده اند که والدین به داشتنشان می بالند. اما وقتی پای صحبتشان می نشینید کاملا حس می کنید که چقدر افسرده و سرخورده به نظر می رسند و واقعا هنوز نمی دانند که چرا کاری را که می کنند، دارند انجام می دهند؟

برای پیدا کردن هدف مناسب برای خودتان باید بتوانید ارزیابی درستی از مهارت های خودتان داشته باشید. باید به علایق خودتان اهمیت خاصی بدهید. می دانیم که این حرفها تکراری است و بارها آنها را شنیده اید. اما امیدواریم که قدری به آن عمل هم بکنید.

در اینجا مجال  کافی برای آموزش این  مهارت مهم وجود ندارد و ما نمی توانیم در چند بخش آموزشی به شما یاد دهیم که چطور هدف زندگیتان را پیدا کنید. البته یک بخش اختصاصی از دوره ناگفته های قانون جذب در چند ماه اخیر ضمیمه دوره گردیده است که بتوانید با استفاده از آن به طور دقیق روی این مسئله کار کنید.(در صورت درخواست برای همه شرکت کنندگان قبلی هم ارسال خواهد شد.)

اما در همین مجال کم می خواهیم توصیه ای دلسوزانه به شما بکنیم:

ما بیش از حد تحت تاثیر خانواده و دوستان نزدیک خود هستیم. اما اگر تمام دنیا به سمت چپ حرکت کردند و به شما گفتند که حرکت به سمت چپ درست است اما شما در درون احساس کردید که باید به سمت "راست" بروید، بروید به سمت "راست". لازم نیست که دنباله رو کسی باشید. لازم نیست که دیگران را راضی نگه دارید. به قدرت شهود خودتان اعتماد کنید. و وقتی هم که به سمت "راست" رفتید، شلوغش نکنید! یعنی لازم نیست که  جنجال به پا کنید و به همه نشان دهید که با آنها فرق دارید! این نشان دهنده ی کمبود عزت نفس است. فقط به مسیر دلخواه خود بروید و با دیگران کاری نداشته باشید.

مشکل دوم:آرامش و آسودگی لازم برای استفاده از تکنیک های دوره را ندارند.

بعضی از افراد کنترل زیادی روی زندگی خود دارند و بعضی دیگر نه. شما جزو کدام دسته از افراد هستید؟

آیا استرس و اضطراب به راحتی شما را گیج و سردرگم می کند؟ آیا قدرت "نه" گفتن به محرک های بیرونی را ندارید؟ آیا زندگی شما به طور اتوماتیک و خارج از اراده شما جریان دارد؟ آیا شما وقتی صبح از خواب بیدار می شوید می دانید که چه کار جدیدی را باید انجام دهید؟ یا اینکه بدون برنامه منتظر می مانید تا اتفاقات دیگری در اطرافتان بیفتد تا شما نسبت به آنها واکنش نشان دهید؟

اگر بعضی از موارد بالا در مورد شما صدق می کند، این بدین معناست که صفحه ی ذهنتان هنوز برای یادگیری روش های جدید آماده نیست. شما اول باید صفحه ذهنتان را پاک کنید. اگر می خواهید که در عمق وجودتان بذری جوانه بزند، اول باید آن را شخم بزنید. به عبارت دیگر باید زمینه مناسب برای یادگیری را درخود بوجود آورید.

ما هر روز افراد زیادی را می بینیم که بدون توجه به این مسئله، مشغول خواندن کتاب و رفتن به سمینارهای مختلف هستند، و بعد از آنکه همه ی تکنیک ها و متدها را یاد گرفتند به ما نامه می نویسند و می پرسند که چرا زندگیشان بهتر نشده است؟ در واقع بدتر هم شده است! چون حالا دلیل مشکل خود را می دانند و می دانند که چقدر وضعشان وخیم است، اما قادر نیستند هیچ یک از چیزهایی را که می دانند به کار برند.

به همین خاطر است که ما به شما توصیه می کنیم قبل از یادگیری چیزهای جدید، اول ذهنتان را از چیزهای اضافی پاکسازی کنید. اول زمینه ای حاصلخیز برای بذر های جدید ایجاد کنید.

اما قانع کردن انسان ها دراین مورد خیلی سخت است. چرا؟ چون انسان ها فقط روی کاری وقت می گذارند که آنها را به نتیجه دلخواهشان برساند. اما پاکسازی کردن روح و روان از استرس و آشفتگی احتمالا نتیجه مشهود ندارد. مثلا اگر ما به شما بگوییم با خواندن این کتاب سریع پولدار می شوید و با خواندن آن کتاب دیگر، پول دار نمی شوید ولی سطح آرامش و آسودگی فکری و جسمیتان بیشتر می شود، کدام را انتخاب می کنید؟

احتمالا ثروتمند شدن را انتخاب خواهید کرد. چون اگر پول کافی داشته باشید می توانید همه ی آن چیزهایی را که دوست دارید بخرید و از آنها لذت ببرید. اما مشکلی کوچک در این میان وجود دارد و آن این است که شما هنوز آمادگی فکری برای استفاده از آن کتاب درباره ثروت را ندارید!

در آن کتاب ممکن است به شما توصیه شود که برای ثروتمند شدن ریسک کنید و ایده های خود را دنبال کنید. اما چقدر احتمال دارد که شما شهامت انجام این کار را داشته باشید؟ آیا شما حاضرید که شرایط مالی نسبتا امن فعلی خود را کنار بگذارید و به دنبال رویاهایتان بروید، آن هم بدون هیچ تضمینی؟ احتمالا نه!

اما فکر نکنید که رفتن به سمت رویاهای خودمان و امتحان کردن آنها بدون هیچ تضمینی کار احمقانه ای است! بدانید که اتفاقا نتایج بهتری هم در پی دارد!

خیلی از افراد سرشناس و موفق دیگر این ریسک را کرده اند. کافی است بروید و بیوگرافی آنها را بخوانید.

پس قبل از ریختن بذرهای جدید در ذهنتان، اول یاد بگیرید که چطور آن را شخم بزنید و روی خودتان تسلط داشته باشید.

به خاطر همین مشکل بود که ما چند سال پس از فعالیت،بخش رهایی از استرس را به دوره ناگفته های قانون جذب اضافه کرده ایم.

به اعتقاد ما این دوره بهترین منبع برای آماده کردن روح و روان یک انسان برای موفقیت و یادگیری است. این روشی است که در زندگی خیلی افراد دیگر نیز الگوهای مشابه آن را پیدا کرده ایم.