ساختارگرا هستید یا روح آزاد؟!کدام یک؟!(بخش ثروت)

Ssun

توجه:این سوال در ارتباط با بخش ثروت توسط یکی از کاربران مطرح شده است که میتوانید گوشه ای از این بخش آموزشی دوره را با مراجعه به بخش مقاله و آموزش های اختصاصی سایت مطالعه بفرمایید.

***سوال***

سلام
ضمن تشكر از زحمات دلسوزانه شما در آموزش دانش و تجربه خود به ديگران يه سوال برام پيش اومده. من آدمي هستم كه ضمن اينكه ساختارگرا هستم و در كارهاي مديريتي بسيار قوي عمل مي كنم روح آزاد هم هستم يعني از خلاقيت خوبي برخوردار هستم يعني شايد يه چيزي مابين ساختارگرا و روح آزاد. حالا سوالم اينه ميشه كاري كرد كه نقاط قوت هر كدوم رو در خودمون افزايش بديم؟

من از همون مثال خودتون استفاده مي كنم. شما فرموديد ساختارگراها از خواندن كتابهاي رمان زجر مي برند. اين دقيقا درست هست من اصلا خوندن رمان رو دوست ندارم چون به شدت درگير ميشم حالا آيا با خوندن اجباري اون مي تونم مهارت هاي روح آزادم رو پرورش بدم چون به طور مثال قلم خوبي دارم و اين مي تونه برام مفيد باشه.
در واقع سوال من اين هست كه براي افرادي مثل من كه حد وسط دو دسته هستند، با انجام چه تمريناتي مي تونيم مهارت هاي هر دسته رو در خودمون بالا ببريم؟
مرسي از زمان و وقتي كه براي دوستان و علاقه مندان اختصاص مي ديد.

>>> پاسخ

قبل از آنکه جواب سوال شما را بدهdم باید بگوییم که فرض شما اساسا اشتباه است!

شما نمی توانید هم ذاتا ساختارگرا باشید و هم روح آزاد!

هیچکس نمی تواند هر دوی این موارد باشد. توضیح دلیل این مسئله وقت بیشتری می طلبد اما به حرف ما فعلا اعتماد کنید: افراد ساختارگرا و روح آزاد ساختار مغزی متفاوتی دارند که در دوران کودکی شکل گرفته و قابل تغییر نیست... یا بسیار غیرمحتمل است!

اما در عین حال تجربه به ما نشان داده اکثر افرادی که خود را هم ساختارگرا و هم روح آزاد می پندارند، در ذات ساختارگرا هستند!

به هر حال پس از آموزش دادن صد ها نفر در این زمینه و دیدن واکنش های آنها آدم باهوشتر می شود. در اغلب موارد این "ساختارگرا" ها هستند که ادعا می کنند جزو هر 2 دسته هستند. فکر می کنیم دلیلی که باعث می شود آنها این حرف را بزنند این است که به شکلی تلاش می کنند شخصیت "روح آزاد" را نیز به چارچوب دنیای خود اضافه کنند تا به آن نیز کنترل داشته باشند و از قدرت آن نیز برخوردار شوند. اما این درحالی است که روح آزاد بودن یعنی رها کردن کنترل!!

بودن در هر 2 قالب یک پارادکس شخصیتی به وجود می آورد و ما انسانها طوری ساخته نشده ایم که بتوانیم زیر فشار 2 قالب شخصیتی متفاوت مدت زیادی دوام بیاوریم. به هر حال یک جایی از درون فرو میپاشیم و این می تواند عواقب بدی داشته باشد!

اما شما می توانید در مورد خصوصیات روح های آزاد یاد بگیرید و با آنها بیشتر معاشرت کنید. این چیزی است که ما حتما توصیه می کنیم. به روح های آزاد هم توصیه می کنمی که با ساختارگراها معاشرت کنند و کمی به ایده ها و افکار خود نظم بخشند.

پس شما جزو حد وسط نیستید، و حد وسطی در اینجا وجود ندارد. شما مسلما از خواندن رمان بدتان می آید و هیچ کاری نمی توانید برای حل آن بکنید. بهتر است از کتاب های کمی سبکتر شروع کنید که توسط روح های آزاد نوشته شده اند. کمی بگذارید دریچه های احساستان باز شود. لازم نیست که حتما چیز جدیدی خلق کنید. اگر حتی کمی خود را به افراد روح آزاد نزدیک کنید، تجربه ی شما از زندگی غنی تر خواهد شد. و این مسلما کاری است بس نیکو.

یک نکته ی مهم دیگر را نیز باید در اینجا یادآوری کنیم: بعضی از اوقات ما در حرفه ای مشغول به کار می شویم که مخالف شخصیت ذاتی ماست. مثلا شما ممکن است یک ساختارگرا باشید اما وارد حرفه ای شوید مانند فروشندگی. حرفه ای که نیاز به حراف بودن دارد! باید روابط عمومی بالایی داشته باشید. باید در لحظه واکنش نشان بدهید و قدرت فی البداهه حرف زدن را داشته باشید.

در چنین حالتی اولا خود را بسیار زجر خواهید داد! ثانیا این توهم در شما شکل خواهد گرفت که ذاتا روح آزاد هستید! و این اصلا خوب نیست.

اما برای غنی تر شدن تجربه ی زندگیتان ما توصیه ی کنیم که مدتی را به کارهای مربوط به روح آزاد بپردازید. هیچ اشکالی ندارد. اما فراموش نکنید که قدرت ذاتی شما در سبکی دیگر است که به شما حس رضایت درونی را نیز خواهد داد.