ساختن قدرت اراده از صفر

sUN

سلام

امروز می خواهیم زمانی را به خاطر آورید که صبح از خواب بر می خیزید و می بینید که کلی کار سرتان ریخته است.

یا شاید آن زمانی را که می خواهید به هدفی برسید و برای آن حتی برنامه ریزی کرده اید. اما وقتی به اطراف خود نگاه می کنید، می بینید که امکان ندارد بتوانید به برنامه ی خود عمل کنید،چون بیش از اندازه گرفتار مشکلات دیگر هستید!

به عبارت دیگر، در آن لحظه، فکر نمی کنید که بتوانید اراده ی کافی برای رسیدگی به این همه مشکل را داشته باشید.

تصور نمی کنید که قادر باشید این همه کار را به تنهایی رتق و فتق کنید و به تنهایی تصمیم بگیرید. در اینجاست که ذهن شما کلا متوقف می شود و دیگر هیچ تصمیمی نمی گیرد. یعنی نه می توانید به جلو قدم بردارید و نه عقب.

موقعیتی آشنا و دردناک است، نه؟

بخصوص وقتی کسانی دور و برتان باشند که به شما وابسته باشند، این فشار را حتی بیشتر و تا عمق استخوانتان حس می کنید. مثل زمانی که فرزند دارید، یا در زندگی مشترک با کسی هستید و یا مسئول کارمندان دیگر باشید.

به نظر من بدترین اشتباهی که در چنین شرایطی می توان انجام داد این است که خودمان را مقصر بدانیم و به این نتیجه گیری برسیم که آدم مطلقا بی اراده ای هستیم.

یکی از خصوصیات مغز انسان این است که دوست دارد چیزهایی را که می بینید و می شنود را به موارد دیگر تعمیم دهد. در واقع ما با استفاده از همین قابلیت است که می توانیم چیزهای جدیدی یاد بگیریم.

اما همانقدر که می توانیم چیزهای خوب را با مغزمان یاد بگیرم، چیزهای بد را نیز می توانیم به خود یاد دهیم!

یکی از مهمترین آن ها این است که به خاطر ناکامی در مدیریت یک شرایط خاص، کلا خودمان را بد و ناتوان بدانیم.

و معمولا در همان لحظه مغز ما بلافاصله ده ها مورد از ناکامی های دیگر را از گذشته به یاد ما می آورد تا این نکته را ثابت کند که ما حقیقتا فرد بی اراده و ضعیفی هستیم!

یکی از مشکلات دیگر ما نیز این است که شکست و ناکامی خیلی راحتتر در یادمان می ماند تا پیروزی و موفقیت.

در نتیجه به خاطر این خصوصیات ذاتی، باید بدانید که بسیار مستعد نابود کردن خودتان هستید (از نظر روحی و روانی منظورم است!)

از شما عاجزانه تقاضا داریم که دیگر این کار را نکنید. ناکامی و شکست در یک بخش خاص را به کل زندگی خود تعمیم ندهید. اگر از جهات دیگری به خودتان نگاه کنید می بینید که خیلی ها به شما حسادت می کنند. می توانید ببینید که شما همیشه بی اراده نبوده اید و قادر بوده اید در گذشته تصمیمات درستی بگیرید و آنها را عملی کنید.

پس از درک این نقص در تحلیل یک شرایط خاص، می خواهیم دو راه حل مهم را برای تقویت اراده به شما پیشنهاد دهم:

1. زمان کم نیست، انرژی شما کم است!

وقتی زیر فشار هستید و قدرت تصمیم گیری درست را از دست می دهید، اولین دلیلی که برای آن می یابید این است:

زمان کافی ندارید!

فکر می کنید که زمان کافی برای بررسی شرایط و تصمیم گیری درست و بعد از آن انجام دادن کارهای لازم را ندارید.

این دلیل شما بیشتر اوقات اشتباه است.

مشکل اصلی شما کمبود زمان نیست، کمبود انرژی است.

شما در آن لحظه ی خاص، انگیزه و هیجان کافی برای روبرو شدن با شرایط را ندارید. به احتمال زیاد خسته هستید و یا حوصله تان سر رفته است. در عین حال مرتب از خودتان می پرسید که چرا باید شرایط اینگونه شود؟ چرا فلانی کارش را درست انجام نمی دهد؟ چرا در یک روز بیش از 24 ساعت نداریم؟ و...

به عبارت دقیق تر شما برای یافتن دلیل مشکل خود در این لحظه ی خاص، به بیرون نگاه می کنید.

اما از امروز باید این رویه را تغییر دهید و به درون نگاه کنید.

شما یا خسته هستید و یا فرسوده، و یا دارید به چیزهایی الان فکر می کنید که ربطی به مشکل فعلی شما ندارند.

ذهنتان ممکن است درگیر چیزهای دیگری در طی روز باشد که الان دیگر اهمیتی ندارند.

اگر بخواهیم در یک جمله بگوییم، شما دچار نشت انرژی هستید. یعنی قدرت اراده ی شما مرتب در طی روز هدر می رود.

از ما می پرسید کجا هدر می رود؟

اجازه دهید یک فرمول کلی به شما بدهیم: زمانی که شما در حال

الف) استراحت مطلق یا ب) تمرکز کامل نباشید، معمولا در حال هدر دادن انرژی هستید.

مثلا وقتی دارید در شبکه های اجتماعی ول می چرخید تا ببینید آخرین کلیپ خنده دار روز چیست: نه در حال استراحت مطلق هستید و نه اساسا تمرکز کامل دارید.

پس انرژی شما در این شرایط دارد هدر می رود و در ادامه ای آن روز، وقتی که با یک شرایط سخت روبرو شدید و نیاز به اراده دارید، موجودی بانک اراده ی شما بسیار کم خواهد بود.

اگر نمی توانید تمرکز کامل داشته باشید، لااقل استراحت خود را بیشتر کنید. 8 ساعت خواب عمیق شبانه برای شما لازم تر از هر تکنیک افزایش اراده است!

2. فقط قدم بعدی را به من نشان بده!

دوراندیشی نیز یکی از خصوصیات مثبت انسان است. اما بعضی از اوقات همین خصیصه می تواند به ضرر شما تمام شود.

فرض کنید که در پای یک تپه ایستاده اید و به بالا نگاه می کنید. به تمام قدم هایی که باید بردارید تا به بالای آن برسید.

تازه بعد از فتح این تپه احتمالا متوجه خواهید شد که پیش یک کوه بلندتر ایستاده بودید و حالا باید بفکر تمام قدم هایی باشید که برای فتح قله لازم است!

در این مرحله است که شما پیش از حتی برداشتن یک قدم به جلو، کوله ی خود را بر می دارید و به خانه بر می گردید! مگر نه؟

خود ما بارها مرتکب این اشتباه در گذشته شده ام و جلوی پیشرفت خودم در بسیاری از زمینه ها گرفته ام.

شما فقط لازم است بدانید که قدم بعدی چیست. یعنی در راه رسیدن به هدف بعدیتان کوچکترین و ریزترین کاری که باید انجام دهید چیست؟

بعضی از مواقع این قدم کوچک می تواند به سادگی برداشتن تلفن و زنگ زدن به کسی باشد. بعضی از اوقات خواندن یک کتاب است و بعضی اوقات فهمیدن یک فرمول ساده ی ریاضی.

اشتباه ذهن ما این است که قدم های بسیاری را که باید برداریم زودتر از موقع می بیند و فکر می کند که باید همین امروز همه ی آن قدم ها را بردارد!

در حالیکه ما یک عمر برای رسیدن به قله زمان داریم و خیلی از اوقات سریعتر از تصورمان به آن می رسیم.

چرا؟

چون چیزهای خوب هم در دنیا اتفاق می افتند: مانند پیدا کردن یک مربی بهتر، پیدا کردن یک شریک یا همکار که هدفی مثل شما دارد، پیدا کردن یک شریک زندگی که شما را بهتر از خودتان می فهمد.

در نتیجه، اوضاع آنقدر ها هم که فکر می کنید بد نیست. اما بهتر است فعلا فکر کردن را کنار بگذارید و اولین قدم را بردارید.

می دانم که عملی کردن این نکات هم می تواند کمی پیچیده باشد و شاید فکر کنید که حتی اراده ی لازم برای پیاده سازی آنها را ندارید.

به همین خاطر است که ما همه آموزش های لازم در این مورد را در دوره ناگفته های قانون جذب آورده ایم.

در این دوره تمرینات مهمی برای شما در نظر گرفته ام که با انجام دادن آنها متوجه خواهید شد انرژی شما از کجا بیشتر نشت می کند؟

همینطور خواهید فهمید که چگونه باید استراحت خود را عمیقتر کنید و در عین حال تمرکز کامل داشته باشید، بدون اینکه اجزای مختلف وجودتان هر کدام راهی متفاوت را دنبال کند.